صحیفه نور - خمینی، روح الله - الصفحة ٢٤٢
اینجا دیگر نباید وقتى که گفته مى شود که ارتش هم به کمک ژاندارمرى برود، روسا بگویند به ما مربوط نیست. ما باید سر حدات را نگه داریم. یا اگر دیدیم که سر حدات ما الان طورى است که از آن طرف اسلحه وارد مى کنند، اشخاص فاسد وارد مىشوند، یا اسلحه وارد بشود و دست اشخاص فاسد بیفتد، این باعث مىشود که یک وقت ما بفهمیم که یک دسته فاسد مخالف با کشورى، مخالف با ملتى، مخالف با اسلامى مسلح شدهاند. یک وقت بیدار بشویم که دیگر نتوانیم جلو آنها را بگیریم، اینجا نباید دیگر ژاندارمرى فکر این را بکند که من مال بین شهرها هستم، ژاندارمرى باید کمک کند به ارتش و سپاه انقلاب هم کمک بکند به اینها. یک وقتهائى که وقت آشفتگى است مثلاً فرض کنید که یک وقت زلزله بیاید، زلزله بیاید و جائى را خراب بکند، شما ببینید که برادرانتان زیر خرابىها ماندهاند و دارند جان مىدهند شما نمىتوانید بگوئید این کار مال شیر و خورشید سرخ است و به من ربطى ندارد، هر انسانى خودش را مکلف مىداند به هر طورى که باشد برود اینها را نجات بدهد.
با بیدارى باید جلوى دشمن را هر چند هم کم باشد بگیریم
مملکت ما امروز یک آشفتگىهائى دارد، البته نه آشفتگى که نشود اصلاحش کرد، اینها که حالا دارند آشوب مى کنند الان چیزى نیستند لکن ما اگر غفلت کنیم ممکن است این چیز نبوده، چیز بشود. من الان هیچ از اینها خوفى ندارم براى اینکه یک وقتى که ملتى همه اقشارش با هم بودند و همه یک مطلب را خواستند، همانطور که دیدید ملت که باهم بودند، نتوانستند قدرتهاى خارجى ملت را از آن راهى که دارد منحرف کند. ما خوف از این نداریم که این چند تا فاسد که ماندهاند، یک چیزى باشند لکن دشمن هر چه باشد نباید ما او را کم بشماریم، این کم ممکن است کم کم زیاد بشود. ما باید بیدار باشیم، بیدارى، با توجه، یک نفر را هم که دیدیم مخالف است برویم سراغش و جلویش را بگیریم. نباید ما فرض کنیم که خوب، بیاورند چند تا تفنگ از خارج، ما الحمدلله چه داریم. خیر، باید ما با تمام قدرت و قوت هر چه مىتوانیم، اگر سر حدات را دیدیم که اسلحه وارد مىشود، همه قوا روى هم بروند و جلویش را بگیرند نگذارند وارد بشود. این اوقات غیر عادى کارها غیر عادى باید واقع بشود، نباید روى آن ترتیبى که پیشتر بوده واقع بشود. من، آقایان که اینجا بودند، آقایان روساى ژاندارمرى و رئیس ستاد، راجع به این سر حدات سفارش کردم. ما مىخواهیم خیلى بهتر بشود. من از آنوقتى که مىبینم که در ارتش گاهى اوقات یک مسائلى واقع مىشود که موجب اشکال است مثلاً مثل دستور انتقال زندانهاى نظامى از زندان قصر، ما وقتى ببینیم که زندانىهاى نظامى را مىخواهند یکجا بگذارند و در ذهن ملت ما بیاید که این یک توطئهاى است من نمىگویم هست، لکن احتمال دادند که اینها را مىخواهند فرار بدهند، اینها مىخواهند توطئه کنند، من مىدانم که اینها دیگر نمىتوانند توطئه کنند، این را مىدانم لکن وقتى واقع شد یک چنین مسألهاى، براى ما سوء ظن پیدا مىشود، براى ملت سوء ظن پیدا مىشود. چرا باید اینطور باشد؟